آنیساآنیسا، تا این لحظه: 12 سال و 10 ماه و 2 روز سن داره

آنیسا نیاز مامان وبابا

ورود به هفت ماهگی

عزیزم آرامتر بزرگ شو می خوام تمام لحظه های با تو بودن رو جشن بگیرم می خوام بزرگ شدنت رو لحظه به لحظه توی ذهنم ثبت کنم می خوام هرشب برای سیر کردن تو از خوابم بگذرم می خوام هر روز که از خواب بیدار میشم قیافه قشنگ وبدون دندونت که با لبخندش صبح رو به من تبریک میگه جلوی چشمام باشه می خوام تلاشت رو موقع رسیدن به اسباب بازیهات رو ببینم وبعد بهت کمک کنم به بزرگترین آرزوت برسی فرشته کوجولوی من آرامتر بزرگ شو می خوام عاشقانه برات مادری کنم  
31 خرداد 1393

بدون عنوان

دخترم قشنگم وقتی میخندی در دلم قیامت میشود نمیدانم تو بلند میخندی یا دل من بند خنده های توست که این چنین ویران میشوم... هرچه هست تو بخند من فدای خنده های تو .  به جای همه گلهای دنیا تو بخند ...
24 خرداد 1393

بدون عنوان

عزیزم اینجا برا اولین بار بدون اینکه من بخوابونمت خوابیدی گذاشتم رو تختت رفتم اشپزخونه برگشتم دیدم خوابیدی از بس بسختی میخوابی منو بابایی کلی تعجب کردیم واز این لحظه تاریخی عکس گرفتیم   ...
23 خرداد 1393

برا بابایی

نفس مامان الان که دارم مینویسم شما تو خواب نازی دوتایی تو خونه تنهاییم بابایی رفته دانشگاه عزیز دلم بابا بخاطر تو خواست درس بخونه این روزا خیلی اذیت میشه صبا میره سرکار بعدظهرام میره دانشگاه کم بابایی رو میبینیم خواستم ازش یه تشکر کوچولو کنم بخاطر زحمتایی که واسمون میکشه ناگفته نماند که شمام حسابی بابایی هستی وقتی شب بابا میاد خونه چنان خودتو لوس میکنی که تمام خستگیش فراموش میشه دوست داریم بابا نوید
21 خرداد 1393